۱. نابرابری ساختاری منابعهمانطور که اشاره کردید، تفاوت منابع بین دولت و معترضان، میدان عمل را به شدت تغییر داده است:
انحصار ابزارهای زور : دولتها انحصار قانونی و عملی استفاده از نیروی نظامی و انتظامی را در دست دارند.انحصار گفتمان : دولتها کنترل دقیق بر رسانههای رسمی، تریبونهای اصلی، و دسترسی به پلتفرمهای جهانی یا حداقل توانایی سنگینسازی علیه روایتهای رقیب را دارند.فقدان ابزار در معترض: معترضان فاقد این ابزارها هستند و تنها دارایی آنها، حضور فیزیکی (جمعیت) و شور (ایمان) است، که هر دو به
برچسب:
نویسنده: فاطمه کریمیپور
من فعالیت و سازماندهی در دو زمینه را پیشنهاد می دهم.اول فعالیت روشنفکران و سیاستمداران جاسنگین در سطح بین الملل و مخصوصا سازمان ملل و انعکاس اعتراضات سیاسی و فکری در تمام سطوح قابل نام بین المللی و مخصوصا انعکاس مبحثات فکر شده در رسانه های جهانی و فعالیت شدید در فضای مجازی و تبلیغ و انتشار عکس ها و پوسترهای پر معنا و اعلام یک تفکر و سیاست پر معنا و قابل اجرا و عدم هرگونه گفتمان با جریان غالب و حکومتی و روکردن ضعف ها و باگ های حکومت مستقر در سطح جهانی و
برچسب:
نویسنده: فاطمه کریمیپور
نبرد فکری و دیپلماتیک:نقش روشنفکران و سیاستمداران خارج از کشور: این افراد باید به عنوان “مترجمان حقیقت” عمل کنند. وظیفه آنها ترجمه پیچیدگیهای داخلی به زبانهای قابل فهم و قابل پذیرش برای لابیهای سیاسی، سازمانهای حقوق بشری، و مراکز تصمیمگیری بینالمللی (مانند سازمان ملل، پارلمانهای اروپایی و غیره) است.
استراتژی “افشای باگ” : تمرکز بر نقاط ضعف ساختاری، تناقضات ایدئولوژیک، و شکستهای سیاستگذاری حکومت در سطح جهانی. این کار باعث میشود که روابط خارجی و اقتصادی حکومت با چالشهای حقوقی و اخلاقی
برچسب:
نویسنده: فاطمه کریمیپور